
بازگشت بیتکوین به محدوده ۸۳ هزار دلار، توجه بازار را به این پرسش معطوف کرده است که آیا در این سطوح حمایت واقعی در حال شکلگیری است یا قیمت صرفاً با یک جهش کوتاهمدت روبهرو شده است. چارچوب تازه گلسنود، بهجای تکیه بر سودآوری کلی دارندگان، جایگاه نزدیکترین مبناهای قیمتی به قیمت لحظهای را بررسی میکند؛ یعنی همان بخشی از عرضه که میتواند در حرکت بعدی بازار نقش بیشتری داشته باشد.
بر اساس گزارش CryptoSlate، قیمت بیتکوین در ساعت ۰۹:۴۴ به وقت جهانی در ۲۱ اکتبر حدود ۸۳٬۵۰۰ دلار بود و طی ۲۴ ساعت نزدیک به ۲.۸ درصد افزایش داشت. دادههای بازار مانیار نیز در ساعت ۱۲:۰۴ به وقت تهران، قیمت بیتکوین را ۸۳٬۴۶۹.۱۵ دلار نشان میدهد؛ رقمی که نسبت به ۲۴ ساعت قبل ۲.۵۱ درصد بیشتر، اما نسبت به هفت روز قبل ۰.۰۹ درصد کمتر است.
چرا سودآوری کلی برای سنجش حمایت کافی نیست؟
گلسنود در چارچوبی که در ۲۰ اکتبر توضیح داده، به مبناهای هزینهای نزدیک به قیمت جاری وزن بیشتری میدهد. مبنای هزینه در اینجا قیمتی است که با جابهجاییهای ثبتشده روی شبکه به موجودی بیتکوین نسبت داده میشود و لزوماً با قیمت خرید واقعی هر دارنده یکسان نیست.
این تمایز اهمیت دارد، زیرا ممکن است بخش بزرگی از عرضه در سود باشد، اما خرید نقدی جدید برای جذب فروشندگان کافی نباشد. گزارش بازار گلسنود در ۱۹ اکتبر نشان داده بود که ۶۸.۲ درصد از عرضه بیتکوین در سود قرار دارد، در حالی که خرید در بازار نقدی در بازه بررسیشده ضعیف بوده است. بنابراین، سودآوری گسترده بازار بهتنهایی نمیگوید عرضه نزدیک قیمت فعلی در کجا متمرکز شده و در صورت رشد قیمت چه مقدار از آن ممکن است وارد بازار شود.
دو بار بازگشت قیمت به یک محدوده مشابه نیز الزاماً با شرایط یکسانی همراه نیست. اگر در بازگشت دوم، سهم بیشتری از عرضه وزندهیشده در زیر قیمت لحظهای قرار گرفته باشد، آرایش موجودی میتواند حمایتیتر تلقی شود. برعکس، افزایش سهم عرضه در بالای قیمت، احتمال برخورد با مقاومت بالقوه را بیشتر میکند.
شاخصهای مجاورت چه چیزی را اندازه میگیرند؟
در روش گلسنود، توزیع مبناهای هزینهای به گروههای درصدی تقسیم میشود و هر گروه بر اساس فاصلهاش از قیمت لحظهای وزن میگیرد. این وزن با افزایش فاصله بهصورت نمایی کاهش مییابد و فاصله نیز با انحراف معیار غلتان ۳۰روزه قیمت مقیاسبندی میشود. خروجی، یک قیمت تحققیافته وزندهیشده است که مبناهای نزدیکتر به محدوده معاملاتی را برجسته میکند.
«امویآروی مجاورت» نسبت قیمت لحظهای به این قیمت تحققیافته وزندهیشده است. عدد یک یعنی قیمت لحظهای با مرجع وزندهیشده برابر است؛ عدد بالاتر از یک نشان میدهد قیمت بالاتر از آن مرجع قرار دارد و عدد پایینتر از یک، وضعیت معکوس را نشان میدهد.
«انیویپیال مجاورت» همین رابطه را با فرمولی دیگر بیان میکند: اختلاف قیمت لحظهای و مرجع وزندهیشده را بر قیمت لحظهای تقسیم میکند. نقطه سربهسر در این شاخص صفر است. در صورت استفاده از دادههای یکسان، این دو شاخص در اصل دو نمایش متفاوت از یک رابطه قیمتی هستند و نباید آنها را دو سیگنال مستقل تلقی کرد.
تغییر نوسان نیز میتواند بر این اندازهگیری اثر بگذارد. با ثابت بودن قیمت و مبناهای هزینهای، نوسان بیشتر باعث میشود فاصله بزرگتری در محاسبه وزن بگیرد و نوسان کمتر، تمرکز وزن را به محدوده نزدیکتری محدود میکند. به همین دلیل، هر تغییر در شاخص مجاورت لزوماً فقط ناشی از جابهجایی مبناهای هزینهای نیست.
نشانههای شکلگیری حمایت
شاخص حمایت مجاورت گلسنود، سهم عرضه وزندهیشدهای را اندازه میگیرد که زیر قیمت لحظهای قرار دارد. شاخص مقاومت مجاورت نیز سهم عرضهای را دربر میگیرد که در قیمت لحظهای یا بالاتر از آن است. اگر سهم حمایت از نصف بیشتر باشد، توزیع مورد بررسی در چارچوب مدل، حمایتمحور محسوب میشود.
با این حال، این شاخصها فقط فشار بالقوه را نشان میدهند. قرار گرفتن موجودی در بالای قیمت بهمعنای فروش قطعی نیست؛ تصمیم نهایی به رفتار دارندگان بستگی دارد. به همین دلیل، عبور قیمت از یک مرجع محاسباتی و سپس موفقیت در بازآزمایی آن، اطلاعات متفاوتی ارائه میکند. بازآزمایی زمانی معنادارتر است که همزمان خرید واقعی در بازار نشان دهد عرضه موجود در حال جذب شدن است.
تفسیر قویتر از حمایت زمانی شکل میگیرد که در قیمتهای مشابه، جایگاه عرضه نزدیک به قیمت بهبود یابد و خریداران نقدی نیز سفارشهای فروش را جذب کنند. در مقابل، بازآزماییهای ناموفق پیاپی، توزیع همچنان مقاومتمحور و خرید ضعیف، احتمال تداوم بازگشت را در این چارچوب تضعیف میکند.
نقش نشست فدرال رزرو و تصویر فعلی بازار
تقویم رسمی فدرال رزرو، نشست بعدی کمیته بازار آزاد را برای ۲۷ و ۲۸ اکتبر تعیین کرده است. انتظارات درباره مسیر آینده نرخ بهره میتواند پیش از تصمیم رسمی، بازده مورد انتظار وجه نقد، هزینه تأمین مالی و جذابیت نسبی داراییها را تغییر دهد. نرخهای مورد انتظار پایینتر، در صورت ثابت بودن سایر شرایط، میتواند جذب عرضه را آسانتر کند؛ در حالی که بازده بالاتر وجه نقد یا تأمین مالی گرانتر، این کار را دشوارتر میکند. اثر نهایی نیز به میزان پیشخور شدن تصمیم در قیمتها و سایر جریانهای بازار بستگی دارد.
در نتیجه، آزمون بیتکوین در محدوده ۸۳ هزار دلار فقط عبور از یک سطح قیمتی نیست. پرسش اصلی این است که آیا آرایش مبناهای هزینهای نزدیک به قیمت بهتر شده و آیا تقاضای واقعی میتواند عرضهای را که در مسیر رشد آزاد میشود جذب کند.
طبق دادههای مانیار در ساعت ۱۲:۰۴ به وقت تهران در ۲۱ اکتبر، بیتکوین ۸۳٬۴۶۹.۱۵ دلار قیمت داشت و تغییر هفتگی آن منفی ۰.۰۹ درصد بود. در همان دادهها، نیر پروتکل با قیمت ۵.۱۶۷۸ دلار و رشد روزانه ۱۰.۷۲ درصد، آربیتروم با قیمت ۰.۱۹۲۳ دلار و رشد ۱.۶۸ درصد، و Nexus با قیمت ۰.۰۰۰۰۰۰۶۸۳۶ دلار و رشد ۲.۷ درصدی در ۲۴ ساعت ثبت شدهاند.