
اتهام علنی آری پاول، بنیانگذار BlockTower Capital، علیه کوینبیس بار دیگر یک پرسش اساسی را درباره نگهداری سازمانی بیتکوین مطرح کرده است: چه کسی به دارایی دسترسی دارد، چه کسی جابهجایی آن را تأیید میکند و آیا مالک میتواند مستقل از متولی مطمئن شود که دارایی هنوز وجود دارد؟ پاول کوینبیس را به از دست دادن حدود ۲۵ میلیون دلار از داراییهای شرکتش و پنهان کردن هکهایی به ارزش بیش از یک میلیارد دلار در ۱۲ مؤسسه متهم کرده است. کوینبیس این ادعا را بهطور کامل رد میکند و پاول نیز گفته است بهدلیل جریان داشتن دعوای حقوقی، فعلاً نمیتواند شواهد خود را منتشر کند. گزارش تحلیلی CoinDesk میگوید مسئله مهمتر از تشخیص فوری مقصر، نبود سازوکاری برای راستیآزمایی مستقل این ادعاهاست.
مسئلهای فراتر از اختلاف دو طرف
بیتکوین با این ایده شکل گرفت که برای اثبات مالکیت و انتقال پول، وابستگی به اعتماد به یک واسطه ضروری نباشد. بااینحال، زمانی که شرکتها بیتکوین خود را به یک متولی میسپارند، در عمل بار دیگر به گفته همان نهاد درباره موجودی و امنیت دارایی تکیه میکنند. در پرونده کوینبیس، افراد بیرون از دو طرف اختلاف ابزار کافی برای بررسی ادعاهای مطرحشده ندارند؛ بنابراین اعتبار شاکی و اظهارات متولی به اصلیترین مبنای قضاوت تبدیل شده است.
این وضعیت برای شرکتهایی که بیتکوین را در ترازنامه خود نگه میدارند، یک مشکل کنترلی ایجاد میکند. در حساب بانکی یا کارگزاری معمولاً کاربران مشخص، سطح دسترسی، قواعد تأیید برداشت و سابقه قابل ارائه به حسابرس وجود دارد. اما خرید بیتکوین میتواند به نگهداری آن در یک حساب کاربری صرافی یا یک کیفپول سختافزاری نزد یک فرد منتهی شود؛ ساختاری که پاسخگویی به پرسشهای هیئتمدیره را دشوار میکند.
هیئتمدیره باید بداند چه کسی میتواند دارایی را جابهجا کند، چه کسی انتقال را تأیید میکند و اگر دارنده اطلاعات دسترسی استعفا دهد، فریب بخورد یا فوت کند، چه اتفاقی رخ میدهد. نمونههای صنعت نشان دادهاند این نگرانیها صرفاً فرضی نیستند. پس از مرگ مدیرعامل QuadrigaCX در سال ۲۰۱۸، حدود ۱۹۰ میلیون دلار از دارایی مشتریان از دسترس خارج شد؛ کمیسیون اوراق بهادار انتاریو نیز این موضوع را مستند کرده است. Prime Trust هم در دسامبر ۲۰۲۱ متوجه شد نمیتواند به کیفپولهای قدیمی خود دسترسی پیدا کند و ۱۸ ماه بعد، هنگام اقدام نوادا برای انتصاب مدیر تصفیه، همچنان این مشکل حل نشده بود.
چرا پذیرش سازمانی کند میشود
بررسی Deloitte از ۲۰۰ مدیر مالی شرکتهای میلیارددلاری نشان داد پیچیدگی حسابداری و کنترلها با سهم ۴۲ درصدی، تقریباً همسطح نوسان قیمت، از موانع اصلی نگهداری بیتکوین بوده است. این نتیجه نشان میدهد برای بسیاری از شرکتها، دشواری اصلی خود دارایی نیست؛ بلکه طراحی سازوکاری است که مالکیت، دسترسی و جابهجایی آن را قابل کنترل و حسابرسی کند.
ریسکها نیز همزمان در دو جبهه افزایش یافتهاند. بیتکوین، بهعنوان داراییای که کنترل آن به کلیدها وابسته است، میتواند دارنده را به هدف حملات فیزیکی تبدیل کند. ردیاب عمومی جیمسون لوپ بیش از ۳۶۰ حمله فیزیکی شناختهشده از سال ۲۰۱۴ را ثبت کرده است؛ از جمله ۸۶ مورد در سال ۲۰۲۵ و بیش از ۶۰ مورد در سال جاری تا زمان گزارش.
در سال گذشته نیز کوینبیس اعلام کرد مجرمان با پرداخت رشوه به کارکنان پشتیبانی، به اطلاعات مشتریان از جمله نام، نشانی و موجودی دست یافتهاند. این شرکت هزینه احتمالی این رخنه را ۴۰۰ میلیون دلار برآورد کرد. نگرانی فقط افشای اطلاعات نیست؛ چنین دادههایی میتواند دارندگان دارایی را در معرض فشار و اجبار در دنیای واقعی قرار دهد.
در فضای دیجیتال هم جعل صدای افراد، ایمیلهای فیشینگ شبیه پیام مدیرعامل و روشهای مهندسی اجتماعی، حمله به کارکنان مالی را آسانتر کردهاند. اگر یک شرکت دارایی خود را با یک اعتبارنامه واحد کنترل کند، بخش بزرگی از این سطح حمله را بر دوش کارکنان و مالکان خود میگذارد؛ در حالی که زیان بیتکوین در بسیاری از موارد برگشتپذیر نیست.
راهحلهای فعلی چه کمبودی دارند؟
خودحضانتی، ریسک را بر یک فرد متمرکز میکند و با هر استخدام یا خروج کارمند، به فرایندهای پیچیده تحویل کلید نیاز دارد. حضانت از طریق صرافی نیز ریسک را در یک شرکت متمرکز میکند و مشتری نه کلیدها را در اختیار دارد و نه راهی مستقیم برای مشاهده وضعیت پشت حساب کاربری.
ممیزیها، منشورهای امانی و گزارشهای کنترل سازمانی میتوانند دفاتر و فرایندهای خود متولی را بررسی کنند، اما لزوماً به مشتری نشان نمیدهند چه کاربرانی دسترسی دارند، برداشتها با چه قواعدی تأیید میشوند یا دارایی مشخص مشتری واقعاً وجود دارد. گواهی اثبات ذخایر نیز معمولاً تصویری از موجودی در یک مقطع زمانی ارائه میکند، اما درباره کنترلهای عملیاتی و اینکه چه کسی فردا میتواند دارایی را جابهجا کند، پاسخ کاملی نمیدهد.
راهکاری که در این تحلیل مطرح شده، استفاده از چندامضایی بومی شبکه بیتکوین است. در چنین ساختاری، کلیدها میتوانند نزد چند نهاد مستقل و قانونگذاریشده نگهداری شوند و هیچ نهاد واحدی بهتنهایی توان انتقال یا از دست دادن دارایی را نداشته باشد. همچنین مالک باید عنوان حقوقی دارایی، کاربران نامگذاریشده، نقشهای مشخص، سیاست تأیید برداشت و سابقهای قابلفهم برای هیئتمدیره داشته باشد.
حرکت مؤسسات به سمت نگهداری چندگانه نیز نشانهای از جدی شدن نگرانی درباره اتکا به یک متولی است. هنگام طراحی حضانت برای ETF پیشنهادی بیتکوین مورگان استنلی، دو متولی بهجای یک متولی نام برده شد. بااینحال، تقسیم حضانت بهتنهایی کافی نیست؛ آزمون اصلی این است که مالک بتواند بدون اعتماد کامل به گفته هر متولی، موجودی خود را بررسی کند.
تصویر فعلی بازار
بر اساس دادههای بازار Moneyiar در ساعت ۰۸:۲۹ روز ۲۱ اکتبر ۲۰۲۶ به وقت تهران، بیتکوین با قیمت ۸۳٬۱۹۲٫۴۳ دلار معامله میشود؛ این دارایی در ۲۴ ساعت گذشته ۲٫۱۴ درصد رشد کرده، اما بازده هفتروزه آن منفی ۰٫۶۶ درصد است. اتریوم نیز ۲٬۴۵۴٫۷۷ دلار قیمت دارد و تغییرات ۲۴ساعته و هفتروزه آن بهترتیب مثبت ۲٫۹۱ و منفی ۲٫۳۲ درصد بوده است.
در همین بازه، قیمت Monad برابر با ۰٫۰۲۲۱۷ دلار و تغییرات ۲۴ساعته و هفتروزه آن بهترتیب مثبت ۵٫۹۷ و منفی ۱۱٫۳۱ درصد ثبت شده است. Compound با قیمت ۲۵٫۵۹ دلار، رشد ۱۹٫۱۳ درصدی در ۲۴ ساعت و رشد ۱۱٫۰۹ درصدی در هفت روز را نشان میدهد. این ارقام، دادههای Moneyiar در زمان یادشده هستند و ارتباطی با نتیجه اختلاف میان پاول و کوینبیس ندارند.
پرونده مطرحشده نشان میدهد پذیرش شرکتی بیتکوین فقط به قیمت یا نوسان بازار وابسته نیست. تا زمانی که شرکتها نتوانند درباره کنترل، تأیید انتقال و وجود واقعی دارایی خود پاسخ روشن و قابلبررسی ارائه کنند، اختلافهایی از این جنس همچنان برای ناظران بیرونی حلناشدنی باقی خواهد ماند.