
گزارش تورم آمریکا در ماه سپتامبر، افزایش ۳.۷ درصدی شاخص قیمت مصرفکننده نسبت به سال قبل را نشان داد؛ رقمی که نگرانی درباره کاهش قدرت خرید دلار را دوباره برجسته کرد. با این حال، همان فشار تورمی میتواند نرخهای بهره و هزینه تأمین مالی را بالا نگه دارد و بازده سرمایهگذاری در بیتکوین را، حتی در صورت درست بودن پیشبینی قیمت، کاهش دهد. طبق گزارش CryptoSlate، نوع تأمین مالی خرید بیتکوین تفاوت بزرگی در نتیجه نهایی سرمایهگذار ایجاد میکند.
سه هزینه متفاوت برای یک موقعیت یکسان
سرمایهگذاری که ۱۰ هزار دلار خود را مستقیماً برای خرید بیتکوین پرداخت میکند، هنگام نگهداری دارایی با صورتحساب بهره روبهرو نیست. اما این به معنای نبود هزینه اقتصادی نیست. بازدهی که میتوانست از یک دارایی درآمدزا به دست آید، هزینه فرصت نگهداری بیتکوین محسوب میشود.
بازده اوراق خزانه سهماهه آمریکا در ۱۳ اکتبر، طبق گزارش نرخ بهره فدرال رزرو، ۴.۲۶ درصد بود. اگر ۱۰ هزار دلار برای یک سال با چنین نرخی سرمایهگذاری میشد، بازده فرضی آن پیش از مالیات ۴۲۶ دلار بود. بنابراین، اگر قیمت بیتکوین در پایان سال دقیقاً برابر قیمت خرید باقی بماند، خریدار نقدی از نظر قیمت دارایی زیان نکرده است، اما درآمد فرضی ۴۲۶ دلاری را از دست داده است.
تصویر برای سرمایهگذار اهرمی متفاوت است. فرض کنید فردی علاوه بر ۱۰ هزار دلار سرمایه خود، ۱۰ هزار دلار وام با نرخ سالانه فرضی ۸ درصد بگیرد و در مجموع ۲۰ هزار دلار بیتکوین بخرد. این معامله سالانه ۸۰۰ دلار هزینه بهره ایجاد میکند. اگر قیمت بیتکوین تغییر نکند، فروش دارایی و بازپرداخت اصل وام و بهره، ۹۲۰۰ دلار برای سرمایهگذار باقی میگذارد؛ یعنی او بدون افت قیمت بیتکوین، ۸ درصد از سرمایه اولیه خود را از دست میدهد.
در این سناریو، بیتکوین باید دستکم ۴ درصد رشد کند تا فقط هزینه بهره پوشش داده شود. برای آنکه بازده فرضی ۴۲۶ دلاری سرمایهگذاری نقدی نیز جبران شود، رشد قیمت باید به حدود ۶.۱۳ درصد برسد. رشد ۱۰ درصدی میتواند به نفع معاملهگر اهرمی باشد، اما افت ۱۰ درصدی، زیان او را بهمراتب سنگینتر میکند.
خطر نقدشوندگی اجباری و هزینه قراردادهای آتی
این محاسبات فرض میکنند سرمایهگذار میتواند موقعیت خود را یک سال کامل حفظ کند؛ فرضی که در بازار واقعی همیشه برقرار نیست. اگر قیمت بیتکوین در میانه مسیر بهشدت کاهش یابد، وامدهنده ممکن است وثیقه بیشتری مطالبه کند یا موقعیت را پیش از بازگشت قیمت ببندد. در نتیجه، حتی پیشبینی درست درباره قیمت نهایی هم لزوماً به سود منجر نمیشود؛ زیرا سرمایهگذار ممکن است پیش از رسیدن بازار به آن نقطه نقدشده باشد.
قراردادهای آتی نیز میتوانند هزینه اهرم را کمتر آشکار کنند. این قراردادها به معاملهگر اجازه میدهند امروز قیمتی برای تسویه در آینده تعیین کند. اگر قیمت آتی بالاتر از قیمت نقدی باشد، این اختلاف «مبنای قرارداد آتی» نامیده میشود.
برای نمونه، اگر بیتکوین در بازار نقدی ۸۰ هزار دلار معامله شود و قرارداد ۹۰روزه قیمت ۸۱ هزار و ۲۰۰ دلار داشته باشد، معاملهگر در نقطه ورود با ۱۲۰۰ دلار صرف نسبت به قیمت نقدی روبهرو است. این رقم معادل ۱.۵ درصد قیمت نقدی، یا حدود ۶.۰۸ درصد بهصورت سالانهشده است. اگر قیمت نقدی در زمان تسویه همچنان ۸۰ هزار دلار باشد، موقعیت خرید قرارداد آتی به ازای هر بیتکوین ۱۲۰۰ دلار زیان میکند؛ زیرا قیمت قرارداد به قیمت دارایی پایه نزدیک میشود.
در این معامله، سرمایهگذار لزوماً وام بانکی نگرفته است، اما هزینه تأمین موقعیت در قیمت ورود قرارداد پنهان شده است. نرخهای بهره، تقاضا برای اهرم و سرمایه موجود برای معاملات آربیتراژ میتوانند بر این اختلاف اثر بگذارند. با این حال، مقایسه قیمت نقدی و آتی فقط زمانی معتبر است که دادهها به یک زمان مربوط باشند؛ در غیر این صورت ممکن است اختلافی محاسبه شود که عملاً قابل معامله نبوده است.
بیتکوین با شاخص تورم تعدیل نمیشود
قراردادهای آتی دائمی تاریخ سررسید مشخص ندارند و صرافیها با پرداختهای تأمین مالی، قیمت آنها را به بازار مرجع نزدیک نگه میدارند. طبق قواعد منتشرشده در دریبیت، وقتی نرخ تأمین مالی مثبت باشد، دارندگان موقعیت خرید به دارندگان موقعیت فروش پرداخت میکنند و در حالت منفی، جریان پرداخت معکوس میشود. این نرخ برخلاف بهره ثابت، با تغییر موقعیت معاملهگران بالا و پایین میرود و حتی ممکن است هنگام فروش گسترده بازار منفی شود.
برای محاسبه هزینه واقعی چنین موقعیتهایی باید بازده وثیقه، الزامات مارجین، کارمزد معاملات و پرداختهای تأمین مالی در مدت واقعی نگهداری بررسی شود. همچنین نباید هزینه یکسان دوبار محاسبه شود؛ اختلاف قیمت قرارداد آتی و هزینه جداگانه تأمین وثیقه الزاماً دو نسخه کامل از یک هزینه وام نیستند.
محدود بودن عرضه بیتکوین به ۲۱ میلیون واحد، بخش مهمی از استدلال طرفداران آن بهعنوان محافظی در برابر کاهش ارزش پول است. اما سقف عرضه به این معنا نیست که قیمت بیتکوین همزمان با افزایش شاخص قیمت مصرفکننده بالا میرود. تورم تغییر قیمت کالاها و خدماتی است که مصرفکنندگان خریداری میکنند، در حالی که بازده بیتکوین به قیمتی بستگی دارد که خریداران آینده حاضر به پرداخت آن هستند.
اوراق خزانه محافظتشده در برابر تورم یا TIPS، اصل سرمایه خود را با شاخص تورم تعدیل میکنند. بازده سررسید ثابت اوراق خزانه شاخصشده ۱۰ساله در ۱۳ اکتبر ۲.۸۸ درصد بود، هرچند فروش چنین اوراقی پیش از سررسید نیز میتواند در صورت افزایش بازده بازار با افت قیمت همراه شود. بنابراین، بیتکوین، وجه نقد، اوراق قرضه و داراییهای دیگر هرکدام جریان درآمد، نقدشوندگی و ریسک متفاوتی دارند.
تصویر فعلی بازار بر اساس دادههای Moneyiar
دادههای Moneyiar در ساعت ۲۱:۵۹ روز ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ نشان میدهد بیتکوین با قیمت ۸۰٬۹۸۶.۵۹ دلار معامله میشود؛ بازده ۲۴ساعته آن منفی ۰.۷۳ درصد و تغییر هفتروزه آن منفی ۲.۴ درصد است. بیتکوین همچنان در رتبه نخست ارزش بازار قرار دارد.
در همین دادهها، قیمت edgeX برابر ۰.۲۹۳۷ دلار است که در ۲۴ ساعت ۳.۱۳ درصد و در هفت روز ۱۸.۳۴ درصد کاهش داشته است. Nexus با قیمت ۰.۰۰۰۰۰۰۷۰۵۱ دلار، افت ۴.۰۷ درصدی روزانه و ۱۳.۴۷ درصدی هفتگی ثبت کرده و AKEDO با قیمت ۰.۰۲۹۲۶ دلار، ۲.۴۲ درصد در ۲۴ ساعت کاهش و ۷.۰۷ درصد در هفت روز افزایش داشته است.
در نهایت، استدلال تورمی درباره بیتکوین بهتنهایی نتیجه سرمایهگذاری را تعیین نمیکند. خریدار نقدی ممکن است فقط درآمد جایگزین را از دست بدهد، اما وامگیرنده باید بهره و وثیقه را مدیریت کند و معاملهگر قراردادهای آتی با مارجین، مبنای قرارداد و پرداختهای تأمین مالی روبهرو است. افزایش هزینه تأمین مالی، زمانی را که هر سرمایهگذار میتواند برای تحقق فرض خود درباره آینده بیتکوین صبر کند، محدود میکند.